السيد مرتضى العسكري ( مترجم : زنجانى ، سردارنيا )

674

عبد الله بن سبأ وأساطير أخرى ( عبد الله بن سبأ و ديگر افسانه هاى تاريخى ) ( فارسى )

مىكند ! يك اژدها و يك شير نگهبانى او را به عهده گرفته‌اند ! و او همان « صاحب الزّمان » است كه روزى خارج مىگردد و دجال را به قتل مىرساند ! و مردم را از ضلالت و گمراهى به سوى هدايت سوق مىدهد ، و روى زمين را از مفاسد اصلاح مىكند ! ابو الحسن ملطى در پايان اين قسمت از سخنش مىگويد : « همهء اين چهار گرده سبئيه به اصل « بداء » معتقد مىباشند ! و مىگويند : براى پروردگار در كارها بداء حاصل مىگردد . و اين گروه‌ها در بارهء توحيد و خداشناسى گفتار و عقيده‌هاى باطل ديگرى نيز دارند كه من نمىتوانم اين اجازه را به خود بدهم كه سخن و عقيدهء ناشايست آنان را در بارهء خدا در اين كتاب توضيح دهم و نه توانايى آن را دارم كه اين گونه گفته‌ها را در بارهء خداوند بر زبان برانم ، ولى كوتاه سخن اين كه همهء اين گروه‌ها از احزاب و فرقه‌هاى كفر به شمار مىروند . . . » ابو الحسن ملطى در همين كتاب در باب ( ذكر الروافض و اجناسهم و مذاهبهم ) باز به بحث و گفتگو در بارهء سبئيه پرداخته و اين بار از « ابو عاصم » به اين گونه نقل مىكند كه : رافضىها از نظر عقيده به پانزده گروه منقسم مىگردند . و اين پانزده گروه ، از سوى پروردگار به عذاب تشتت و اختلاف گرفتار گرديده به شعبه‌ها و گروه‌هاى زيادى متفرع و منقسم گرديده‌اند . اوّل ) گروهى از آنها در مقابل پروردگار به الوهيت و خدايى على بن ابى طالب ( ع ) معتقد مىباشند تا آن جا كه مىگويد از آنهاست عبد الله بن سبأ كه از مردم صنعاى يمن بود و على او را به ساباط تبعيد نمود . . . دوم ) گروه ديگرى از آنان كه « سبئيه » ناميده مىشوند ، مىگويند كه على ( ع ) در نبوّت با پيامبر ( ص ) شريك و سهيم است و تا پبامبر زنده بود ، بر على تقدّم داشت و چون از دنيا رفت على وارث نبوت او گرديده و بر وى وحى نازل مىگردد و جبرئيل رسالت را به او مىآورد . سپس گويد : اين ها دشمنان خدا هستند و دروغ مىگويند ، زيرا محمّد ( ص ) خاتم انبياء بود و بعد از وى نبوهءت و رسالتى وجود ندارد . سوم ) گروه ديگر از آنان « منصوريه » ناميده مىشوند و آنان معتقد هستند كه على نمرده است و در ميان ابرها به سر مىبرد . . .